- بابا بی خیال . دیگه از ما گذشته این کارا .
- ول کن تو هم ، برا ما درس خون شده
- چه ربطی داره ، امسال دیگه مسه سال های دیگه نیست بخوری و بخوابی و بشینی پا کامپیوتر و بازی کنی و اینترنت کار کنی یا وبلاگ بسازی . امسال و سال دیگه باید بخونم برا کنکور
- هه هه ، کنکور . کنکور چی ، کشک چی . ببینم مگه تو قرار نشد که بعد پیش دانشگاهی فلنگ و ببندی و بری . صفا سیتی اون ور آب . حالا چرا کنکورت اومد .
- اولا کی خواست فلنگو ببنده و قراره اگه شد مثل بچه آدم برم و برگردم . دوما اگه نشد چی ؟ اوموقعه خوب بدبخت می شم نه دانشگاه رفتم نه به قول تو صفا سیتی .
- ببین داری لوس بازی در میاری ها . همش کار 10 دقیقه است . یه وبلاگ درست کردن که کاری نداره دیگه . بعد میشینی توش چرت و پرت می نویسی و ..
- خوب که چی درست کنم
- گفتم هر چند روز یا هرروز یه مطلب بی ربط به مطلب قبلی سرهم میکنی می نویسی
- بابا من کنکور دارم درس دارم
- هم گفت . ببینم اگه درس نخونی چی میشه
- عجب خری هستی تو . ببین گفتی قرار من برم
- خوب!!!
- این رفتن به درس خوندن من ربط داره نه به وبلاگ نویسی من
- ها؟؟
- ببین من اگه درس نخونم . مامان و بابام می زنن تو سرم که تو که اینجا نمی تونی درس بخونی . بری اونجا که اصلا نمی تونی مفت رو هم بالا بکشی
- همینه دیگه . با یه حرف راحت عقب نشینی کردی
- عقب نشینی نکردم . این آرامش قبل از طوفانه
- طوفان!! هه هه هه . تو اگه طوفان بودی که وضعت این نبود.
- منظور؟؟
- هیچی . خیلی بچه ای
- چی
- گفتم خیلی بچه ای
- خودتی
- بچه
- خودتی بچه
- بچه کوچولو
- نگو
- بچه
- نگووووووو
- ها چی شد .
- نگووو. جون خودت نگو . خدایا من بچه نیستم چه جور باید ثابت کنم . خداااا
- من بهت می کنم چه جور باید ثابت کنی . کانادا. فرار به کانادا . اون وقت همه می گن فلانی عجب آدمی بود تو سن 18 ، 19 سالگی خودش تنها رفت کانادا
- مرگ ، حرف نزن . خوب درس می خونم بعد میرم
- بچه جون برو تو اهل این حرف ها نیستی
- بچه خودتی
- هه هه هه به من گفت بچه هه هه
- چرا می خندی
- چون تو داری تو آینه نگاه می کنی و می گی بچه
- نه نه
- هه هه هه
- من بچه نیستم. . . . . .. . خدااااا کمک
......ادامه دارد

